روایت زیارتی از مزار مطهر سردار سپهبد شهید محمد باقری
به گزارش خبرنگار دفاعپرس آذربایجانشرقی؛ اواخر شهریورماه، گروهی از پاسداران و بسیجیان شهرستان چایپاره از استان آذربایجانغربی عزم سفر زیارتی قم کردند.

پس از دو روز حضور در حرم مطهر حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) و مسجد مقدس جمکران، تصمیم بر آن شد تا برای زیارت حرم امام خمینی (رحمةاللهعلیه) و شهدای بهشتزهرا (سلاماللهعلیها) راهی تهران شوند.
ورود به بهشت زهرا با حال و هوای خاصی همراه بود. زائران آشنایی چندانی با نقشه قطعات و محل دفن سرداران نامدار دفاع مقدس نداشتند و به صورت اتفاقی در کنار حسینیهای توقف کردند. پس از اقامه نماز مغرب و عشاء در همان حسینیه، چشمشان به اجتماع زائرانی افتاد که گرد مزار سردار شهید حاجیزاده ایستاده بودند. زیارتی مؤثر و پر از معنویت شکل گرفت و در کنار آن نیز مزار شهید زبرجدی را زیارت کردند.
کمی جلوتر، در قطعه شهدای گمنام، تصمیم گرفتند مزار مطهر سردار شهید محمد باقری را نیز پیدا کنند، اما یکی از همراهان پیشنهاد داد بهدلیل دیر شدن، بازگردند تا دوستشان، آقای بهروز، را در وعده شام منتظر نگذارند. در همین لحظه، راوی پیشنهاد داد:
«فاتحهای از همینجا به روح شهید باقری تقدیم کنیم و برگردیم.»
همین کار را کردند و رهسپار مهمانی شدند. پس از شام نیز برای عرض ارادت راهی کهفالشهدا شدند و صبح روز بعد به شهر خود بازگشتند.
چند روز بعد، سیدجواد ــ یکی از همراهان سفر و فرمانده گردان سپاه چالدران ــ با تماس تلفنی خبر از خوابی شگفتانگیز داد. او نقل کرد:
«دیشب در دفتر گردان شیفت بودم. در خواب دیدم سردار شهید محمد باقری، با لباس سبز پاسداری، وارد اتاقم شدند. از ورود ناگهانیشان حیرت کردم. گفتند:
“شما اینهمه راه تا بهشت زهرا آمدید و نتوانستید دیدار مرا تازه کنید؟ برای همین، من آمدم دیدن شما و عرض خداقوت... ”»
سیدجواد با حالی منقلب و چشمانی اشکبار، از این خواب یاد میکرد و از اینکه پیشنهاد بازگشت داده بود، اظهار شرمندگی و تأسف بسیار داشت.
مدتی این ماجرا ذهن و دلش را آرام نمیگذاشت، تا اینکه در آذرماه همان سال، به همراه خانوادهاش دوباره رهسپار تهران شد و توفیق زیارت مزار مطهر سردار شهید محمد باقری را یافت.
او پس از آن زیارت، آرامشی عمیق را در دل خود احساس کرد.
انتهای پیام /


